نیکوترین عادت تفکر است و حکمت زاده تفکر.
خوش آمدید - امروز : دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۴
خانه » مطالب جالب و خواندنی » دانلود رمان » رمان اقای مغرور خانم لجباز
رمان اقای مغرور خانم لجباز

رمان اقای مغرور خانم لجباز

کنار بغض خیس پنجره می نشینم…
با سرانگشتانم روی تن سرد شیشه، قلبی را نقاشی می کنم…
قلب؟
کدام قلب؟
همان قلبی که بازیچه ی غرور تو می شود ولجبازی های من؟
تو در دریای غرورت غرق می شوی و من زنجیره ای از لجبازی هایم می بافم!!!
به همین آسانی تو از من دور می شوی و من از تو…
می دانی؟میان من تو فاصله است
نه فاصله ای که به متر باشد یا شایدهم کیلومتر!
میان ما فاصله ای ست به قدغرور بیش از اندازه ی تو و لجبازی ها وبهانه های کودکانه ی من!!!
بیا…
بیا عشق را قربانی خاله بازی های کودکانه مان نکنیم…
بیا کنارم.دستانت را دور کمرم حلقه کن دستانم را در دست بگیر…
باانگشت هایت کنار قلب من قلبی بکش…
دیگر نمی خواهم عشق را با غرور ودیوانگی سربِبُرم و قربانی کنم
بشینم وچشمانم ببارد و به روزگار لعنت بفرستم!
نه!من نمی خواهم با دستان خودم،همه چیز را تباه کنم…
بیا…
دیگر تو آن آقای مغرور نباش
و من خانم لجباز
بیا عاشق شویم…باهم!!!

برای خواند رمان له آدرس http://www.forum.98ia.com/t881263.html مراجعه کنید

اشتراک گذاری مطلب
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز